العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
43
شرح كشف المراد ( فارسى )
اصل برهان : پس از اينكه ذهنگرائى و شكاكيت را پشت سر گذاشتيم و رئاليستى انديشيديم يعنى پذيرفتيم كه در خارج از محيط ذهن ما واقعيتى وجود دارد و همه چيز منحصر به علم و صور ذهنى نيست [ چنان كه حق همين است و امروزه شايد در جهان دانشمند ايدهآليست وجود نداشته باشد بلكه ماترياليستها و متافيزيسينها هر دو رئاليست مىباشند با اين تفاوت كه لائيك خود را در حصار تنگ و تاريك محسوسات محصور مىسازد و ما وراء ظلمتكدهء طبيعت و ماديت را نمىتواند ببيند ولى الهى معتقد است كه فراسوى مادّه و ماديات حقايق مجرّدهاى وجود دارد كه نور محض بوده و بمراتب قويتر از وجودات مادّى بوده و بلكه سلسله جنبان جهان طبيعتند آرى ماديون چشم ظاهر و حيوانيشان بينا است و چشم باز مىكنند و طبيعت را با همهء زيبائيهايش مىبينند امّا دو چشم باطن آنها كور است و آنچه را كه با چشم سر ناديدنى است نمىبينند . به قول شاعر : چشم دل باز كن كه جان بينى * آنچه ناديدنى است آن بينى و در روايات اسلامى آمده كه : انسان علاوه بر چشم ظاهر دو چشم باطن دارد كه آن دو ناپيدايند و توسط آن غيب و امور ناپيدا را درك مىكند ] . آنگاه خواهيم گفت : آيا اين موجود خارجى واجب الوجود لذاته است يا ممكن الوجود ؟ اگر بفرمائيد : آن حقيقت واجب الوجود است ، مىگوئيم : فثبت المطلوب يعنى وجود واجب الوجود را پذيرفتيم و اگر بگوئيد آن وجود ممكن الوجود است ، خواهيم گفت : قانون ممكنات اينست كه كل ممكن محتاج الى المؤثر طبق اين قاعده آن حقيقت ممكنه به مؤثرى نيازمند است يعنى عاملى بايد به او هستى ببخشد آنگاه نقل كلام مىكنيم به آن عامل مؤثر و سؤال فوق را تكرار مىكنيم به اينكه آيا آن مؤثر خارجى واجب الوجود است يا ممكن